یک موودبورد برند در گرید ۲×۲ میسازد: چهار کارت مجلهای متمایز که همه با سیستم هویت بصری برند یکپارچهاند. تنوع در محتوا، یکدستی در زبان بصری. برای ارائهٔ برند مناسب است.
[نام برند] نقش یک مدیر هنری ارشد برند و طراح مجلهای را ایفا کن که یک موودبورد برند در گرید ۲×۲ میسازد — چهار کارت مجلهای متمایز که با سیستم هویت بصری [نام برند] یکپارچه شدهاند. مراجع: مجلهای کمپین Ivy Park، لِیاوتهای لوکبوک Supreme، طراحی زین Palace Skateboards، گریدهای مجلهای Off-White، صفحهگستردههای ویژهٔ برند Highsnobiety. --- فاز ۰: هوش برند — تحقیق خودمختار پیش از تولید هر ویژوالی، یک رمزگشایی کامل برند از [نام برند] از دادهٔ آموزشی انجام بده. همهٔ اینها را بهطور خودمختار استخراج و اعمال کن: سیستم رنگ: رنگهای اصلی و ثانویهٔ دقیق برند را شناسایی کن — مقادیر هگز مشخصشان، نحوهٔ استفاده در سلسلهمراتب (رنگ غالب پسزمینه، رنگ تاکیدی، رنگ متن). این رنگها هر کارت در گرید را هدایت میکنند. DNA تایپوگرافی: فونت دقیق یا دستهٔ فونتی که [نام برند] استفاده میکند شناسایی کن — سریف، سنسسریف، فشرده، کشیده، گروتسک، اسلب. سلسلهمراتب وزن را شناسایی کن: چه وزنی برای تیترها، چه وزنی برای متن بدنه، چه وزنی برای برچسبها. این سیستم تایپوگرافی را در هر چهار کارت اعمال کن. زبان برند: لحن صدا، عبارتهای کلیدی، شعارهای کمپین، دستههای محصول، سال تاسیس، همکاران کلیدی و جایگاه فرهنگی را شناسایی کن. اطلاعات واقعی و مستند دربارهٔ [نام برند] استخراج کن که بتوان بهعنوان محتوای متنی در هر چهار کارت استفاده کرد — نام محصولات واقعی، عناوین واقعی کمپین، تاریخهای واقعی، لوکیشنهای واقعی، بیانیههای واقعی برند. کدهای بصری: سبک عکاسی مرتبط با [نام برند] را شناسایی کن — مجلهای مد، ورزشی، خیابانی، لوکس، صنعتی. الگوهای ترکیببندی مورد استفادهٔ برند را شناسایی کن — عکاسی تمامقاب، لِیاوتهای متن-محور، ترکیببندیهای صرفاً گرافیکی، کلاژ. همهٔ محتوای متنی در هر چهار کارت باید اطلاعات واقعی دربارهٔ [نام برند] باشد — نه متن جاینگهدار، نه متن کلیشهای. شعارهای واقعی برند، خطوط واقعی محصول، نامهای واقعی کمپین، اطلاعات واقعی تاسیس. --- فاز ۱: سیستم گرید خروجی یک تصویر واحد است که از چهار کارت مستطیلی هماندازه در گرید ۲×۲ تشکیل شده. ابعاد کل تصویر: مربع یا اندکی افقی — نسبت ۱:۱ یا ۴:۳. هر کارت دقیقاً هماندازه است — دقیقاً یکچهارم مساحت کل تصویر. یک فاصلهٔ نازک ۴ تا ۶ پیکسلی میان کارتها — تیرهٔ خنثی یا روشن بسته به پالت برند. چهار کارت یک سیستم مجلهای یکپارچه میسازند — پالت رنگ و تایپوگرافی مشترک دارند اما هرکدام تیپولوژی لِیاوت متمایزی دارد. با هم داستان برند را روایت میکنند. --- فاز ۲: کارت ۱ — مجلهای قهرمان (بالا-چپ) تیپولوژی لِیاوت: تایپوگرافی درشت بزرگ که روی عکاسی لایهبندی یا با آن ادغام شده. رنگ غالب پسزمینه: رنگ اصلی برند [نام برند] با اشباع کامل — کل کارت را پر میکند. عکاسی: یک تصویر مد یا لایفاستایل مرتبط با جهان بصری [نام برند] — مدل، محصول یا محیط. عکس یا تمامقاب پشت متن است یا در ناحیهٔ مشخصی از کارت برش خورده و متن فضای باقیمانده را اشغال میکند. پرداخت عکس: ادغام اندک با حالت ترکیب پسزمینه — عکس و پسزمینه مثل یک سطح یکپارچه حس میشوند. تایپوگرافی: قابلتشخیصترین تیتر یا شعار [نام برند] در بزرگترین اندازهٔ تایپ کارت — فشردهٔ درشت، حروف بزرگ، سفید یا رنگ ثانویهٔ برند. متن آنقدر بزرگ است که تا حدی روی عکس همپوشانی داشته باشد. متن کوچک ثانویه: نام برند، لوکیشن، تاریخ — با حروف بزرگ کوچک یا تایپ کوچک با ترکینگ زیاد در یک گوشه. حس کلی: جلد مجله یا پوستر کمپین. --- فاز ۳: کارت ۲ — لِیاوت متنی مجلهای (بالا-راست) تیپولوژی لِیاوت: لِیاوت مجلهای متن-محور با یک عکس کوچک درجشده. پسزمینه: رنگ ثانویهٔ برند [نام برند] یا یک خنثای تیره همخوان با پالت برند. تیتر بزرگ: یک عنوان واقعی کمپین [نام برند] یا بیانیهٔ برند که در چند خط شکسته شده — هر خط اندازه یا وزن متفاوتی دارد و افکت پلکانی تایپوگرافی میسازد. بزرگترین خط بسیار بزرگ است، کوچکترین متوسط، و همه چپچیناند که لبهٔ راست ناهموار میسازد. ستون متن بدنهٔ کوچک: یک پاراگراف واقعی از اطلاعات برند — داستان تاسیس، توصیف محصول یا زمینهٔ کمپین — با تایپ کوچک و وزن معمولی، در بالا-راست یا پایین-راست کارت. عکس درجشده: یک عکس مستطیلی کوچک — ۲۰ تا ۳۰٪ مساحت کارت — جانماییشده جایی که متن تیتر را قطع میکند یا با آن همپوشانی دارد و تنش مجلهای میسازد. عکس حاشیه یا قابی رنگی به رنگ اصلی برند دارد. --- فاز ۴: کارت ۳ — مجلهای مد (پایین-چپ) تیپولوژی لِیاوت: عکاسی-محور با تایپوگرافی بهعنوان عنصر ساختاری پسزمینه. عکاسی: یک تصویر قوی مد یا محصول — مدلی که محصول [نام برند] را پوشیده، یا یک نمای قهرمان محصول کلیدی. عکس در ۵۰ تا ۶۰٪ چپ کارت جانمایی شده و بهشکل فشرده برش خورده. پرداخت عکس: اندکی کماشباع یا پرکنتراست — سیاهوسفید مجلهای یا تهرنگشده با رنگ برند. تایپوگرافی پسزمینه: پشت و دور عکس، یک کلمهٔ واحد یا فرم حرف بسیار بزرگ از هویت [نام برند] — در ۲۰۰ تا ۳۰۰٪ ارتفاع کارت، به رنگ اصلی یا ثانویهٔ برند، که مثل کاغذدیواری گرافیکی پشت عکس عمل میکند. این تایپ پسزمینه تا حدی توسط عکس پوشیده میشود. متن بدنه: ستونی از متن مجلهای واقعی [نام برند] — ۳ تا ۵ پاراگراف کوتاه، وزن معمولی کوچک، در سمت راست عکس. نقلقول برجسته: یک جمله که از متن بدنه استخراج شده، بزرگتر و به رنگ تاکیدی برند، میان عکس و متن بدنه جانمایی شده. --- فاز ۵: کارت ۴ — بیانیهٔ تمیز برند (پایین-راست) تیپولوژی لِیاوت: مینیمال، گرافیکی، بیانیهٔ هویت برند. پسزمینه: سفید، سفید شکسته یا روشنترین تُن پالت [نام برند] — حداکثر کنتراست با سه کارت دیگر. عنصر اصلی: وردمارک یا نام برند [نام برند] با تایپ عظیم — فوقدرشت، فشرده یا کشیده بسته به DNA تایپوگرافی برند. وردمارک در ۲ تا ۳ خط شکسته شده، هر خط چپچین، و ۷۰ تا ۸۰٪ عرض کارت را اشغال میکند. رنگ تایپ: مشکی یا تیرهترین رنگ برند — حداکثر کنتراست روی پسزمینهٔ روشن. عنصر ثانویه: تصویر مدل یا محصول که در لبهٔ راست کارت جانمایی شده و اندکی برش خورده — حضوری انسانی که لِیاوت گرافیکی را زمینگیر میکند. مدل/محصول تمرکز اصلی نیست — تایپوگرافی است. عنصر تاکیدی: یک سال، یک عدد، یک شناسهٔ کالکشن یا شعار برند که کوچک و به رنگ اصلی برند تنظیم شده — بهعنوان بالانویس یا پانویس نزدیک وردمارک اصلی جانمایی شده، که کیفیتی دستنویس یا مُهرشده میافزاید. --- فاز ۶: سیستم بصری یکپارچه یکپارچگی تایپوگرافی در هر چهار کارت: همهٔ تایپها با فونتهای همخوان با هویت [نام برند] تنظیم شدهاند. تایپ تیتر: یک فونت، یک وزن — درشتترین و برند-نماترین گزینه. تایپ بدنه: یک فونت، وزن معمولی — خوانا در اندازههای کوچک. بدون فونت تزئینی یا نامرتبط. یکپارچگی رنگ: فقط رنگهای شناساییشده در فاز ۰ در هر چهار کارت ظاهر میشوند — رنگ اصلی برند، رنگ ثانویهٔ برند، خنثی (سفید یا مشکی) و یک تاکید. بدون رنگ خارج از این پالت. بدون گرادیان. بدون سایهٔ افتاده. بدون بافت روی تایپ. یکپارچگی اطلاعات: همهٔ متن اطلاعات واقعی [نام برند] است. بدون lorem ipsum. بدون متن جاینگهدار کلیشهای. هر کلمه در هر کارت یا نام برند، یا نام واقعی محصول، یا عنوان واقعی کمپین، یا تاریخ واقعی، یا لوکیشن واقعی، یا بیانیهٔ واقعی برند است. همترازی گرید: عناصر در کارتها محورهای همترازی ضمنی مشترکی دارند — تیتری که در موقعیت x مشخصی در کارت ۱ شروع میشود با عنصری در کارت ۳ در همان موقعیت x همتراز است. این وقتی گرید ۲×۲ بهعنوان یک کل دیده میشود انسجام بصری میسازد. --- فاز ۷: مشخصات فنی خروجی: یک تصویر تخت واحد از گرید کامل ۲×۲. بدون فایلهای جدا. نسبت تصویر: مربع ۱:۱ یا افقی ۴:۳. حس رزولوشن کلی: بهاندازهٔ کافی بالا که همهٔ متن بدنه بهروشنی خوانده شود. رندر تایپوگرافی: همهٔ تایپها آنتیالیاسشده و واضح — بدون متن تار. عکاسی: کیفیت مجلهای، نه زیباییشناسی عکس استوک. دقت رنگ: رنگهای برند دقیقاً همانطور که در فاز ۰ شناسایی شد — نه تقریبی. بدون گرین فیلم مگر آنکه بافتی اصیل برای برند باشد. بدون وینیت. بدون لنز فلر. تمیز، دقیق، مجلهای. حس خروجی: این موودبورد میتواند در Hypebeast یا Highsnobiety منتشر شود یا بهعنوان اسلاید ارائهٔ داخلی برند استفاده شود.