یک کلاژ بنتو-گرید افقی برای برند میسازد: ساختار ثابت ۳ در ۴ با کاشیهای گردگوشه و فاصلههای یکسان. چون ساختار ثابت است، محتوای هر کاشی را میشود با کسبوکار خودتان عوض کرد. برای بنر سایت و ارائهٔ برند مناسب است.
یک کلاژ برند بنتو-گرید افقی ۱۶:۹ برای [نام برند] در سبکی معاصر و صیقلی بساز. از یک ساختار بنتوی ثابت ۳ ردیف و ۴ ستون با کاشیهای گردگوشه، فاصلههای یکسان، همترازی تمیز و پسزمینهٔ خنثای روشن استفاده کن. لِیاوت باید در همهٔ تولیدها یکسان بماند، اما محتوای درون هر کاشی باید با مدل کسبوکار واقعی، اکوسیستم محصول و زبان برند [نام برند] تطبیق یابد. نقشهٔ گرید ترکیببندی را بهصورت ۱۱ ناحیهٔ محتوایی مشهود در یک لِیاوت بنتوی ثابت بساز: کاشی بالا-چپ: ۱ ستون × ۲ ردیف، دستگاه قهرمان عمودی بلند یا سطح اصلی برند کاشی بالا-میانه-چپ: ۱ ستون × ۱ ردیف، کاشی مربعی فشردهٔ دارایی برند کاشی بالا-میانه-راست: ۲ ستون × ۱ ردیف، کاشی پهن تیتر/پیام کاشی مرکزی: ۲ ستون × ۲ ردیف، صحنهٔ قهرمان غالب کمپین کاشی بالا-راست: ۱ ستون × ۱ ردیف، دستگاه ثانویه / سطح محصول / شیء برندشده کاشی پایین-چپ: ۱ ستون × ۱ ردیف، مصنوع محصول یا شیء کاربردی برندشده کاشی پایین-مرکز: ۲ ستون × ۱ ردیف، کاشی تایپوگرافی درشت بزرگ کاشی پایین-راست: ۱ ستون × ۲ ردیف، کاشی بلند اطلاعاتی محصول / رابط کاربری / ویژگی همهٔ کاشیها باید شعاع گوشه، سیستم فاصلهگذاری و صیقل بصری یکسانی داشته باشند. نقاط کانونی غالب، کاشی بزرگ قهرمان مرکزی، کاشی پهن تیتر بالا و کاشی پهن تایپوگرافی پایین هستند. منطق محتوای تطبیقی فرض نکن [نام برند] یک برند فینتک است. پیش از تصمیم دربارهٔ آنچه درون هر کاشی ظاهر میشود، استنتاج کن [نام برند] واقعاً چیست: پلتفرم اجتماعی، ابزار SaaS، برند رسانهای، خردهفروش، برند مهمانپذیری، شرکت سختافزار، اپ حملونقل، محصول هوش مصنوعی، اپ مصرفی و غیره. هر کاشی باید یک دارایی برندشدهٔ باورپذیر بر اساس آن نوع کسبوکار داشته باشد. از این قاعده استفاده کن: اگر [نام برند] یک اپ مصرفی واقعی، داشبورد، رابط محصول، رابط سازنده، جریان رزرو، ویرایشگر، ویترین، فید، پخشکننده یا فضای کاری دارد، از آنها استفاده کن. اگر [نام برند] بهطور واقعگرایانه کارت پرداخت، ساعت یا سختافزار ندارد، آنها را ابداع نکن. فقط زمانی اشیای فیزیکی برندشده را بگنجان که برای آن برند منطقی باشند: بستهبندی، محصول تبلیغاتی، تابلو، مجله، استیکر لپتاپ، کارت ویترین، جعبهٔ تحویل، جعبهٔ محصول، پوشیدنی، پوستر، دفترچه، کیف پارچهای، نشان، بلیت، کتاب و غیره. اگر برند عمدتاً دیجیتال است، صفحهها، قطعات رابط، گرافیکهای کمپین، لیستهای اپ/فروشگاه و داراییهای ارتباطی برندشده را در اولویت بگذار. اگر برند یک پلتفرم است، از سطوح واقعگرایانهٔ پلتفرم استفاده کن: صفحههای پروفایل، داشبورد سازندگان، بوردها، پلیلیستها، قالبها، تحلیلها، ابزارهای انتشار، فیدهای کشف، جستوجو، نمای همکاری و غیره. اگر برند یک شرکت محصول فیزیکی است، از نماهای واقعگرایانهٔ محصول، بستهبندی، صفحات جزئیات محصول، تابلوهای خردهفروشی و صحنههای لایفاستایل استفاده کن. اگر برند یک کسبوکار خدماتی است، از رابطهای واقعگرایانهٔ رزرو، زمانبندی، مارکتپلیس، آنبوردینگ، توصیهنامه، نتایج یا ارائهٔ خدمات استفاده کن. اگر داراییهای دقیق ناشناختهاند، باورپذیرترین سیستم محصول و کمپین با ظاهر رسمی را برای [نام برند] استنتاج کن. قواعد کاشیبهکاشی ۱) کاشی قهرمان بلند چپ نمادینترین سطح برندشدهٔ اصلی [نام برند] را نشان بده. مثالها: گوشی با رابط اپ لپتاپ با داشبورد/ویرایشگر تبلت با فضای کاری خلاقانه بستهبندی محصول در دست پوستر یا شیء چاپی برندشده ویترین یا کلوزآپ محصول فیزیکی این کاشی باید نقطهٔ تماس اصلی برند را نمایندگی کند، نه یک دستگاه کلیشهای. ۲) کاشی مربعی کوچک دارایی برند یک عنصر امضایی فشردهٔ برند را نشان بده: آیکون اپ نشان لوگو نماد نشان محصول موتیف برندشده واحد مینیاتوری بستهبندی شیء سیستم آیکون استیکر یا مُهر آرم سهبعدی سادهٔ برند این کاشی باید مثل یک نشانگر تقطیرشدهٔ هویت حس شود. ۳) کاشی پهن تیتر بالا یک پیام راهبردی کوتاه استفاده کن که با دسته و لحن [نام برند] همخوان باشد. متن کلیشهای فینتک را تکرار نکن. خط باید مثل یک تیتر کمپین واقعی برای آن برند مشخص حس شود. نمونههایی از جهتگیری: کشف خلاقیت سازماندهی الهام اتصال سفر بهرهوری بیان پخش همکاری اتوماسیون از تایپوگرافی بزرگ، درشت و پرکنتراست استفاده کن. ۴) کاشی بزرگ قهرمان مرکزی صحنهٔ اصلی کمپین [نام برند] را در زمینهای واقعی یا محیطی برندشده بساز. این باید بیانگرترین کاشی باشد. فرمتهای ممکن: بیلبورد فضای باز پوستر مترو چیدمان خردهفروشی دیوار پوستر شهری صحنهٔ قهرمان لپتاپرویمیز فضای کاری سازنده نمای لایفاستایل محصول در حال استفاده تصویر کمپین مجلهای رابطی که در محیط پروجکت شده تابلوی رویداد برندشده صحنه باید برای جهان و مخاطب برند منطقی باشد. ۵) کاشی پشتیبان بالا-راست یک سطح ثانویه اما همچنان واقعگرایانهٔ برند نشان بده: نمای دیگری از دستگاه جزئیات محصول شیء برندشده تنوع کمپین زوم رابط کاربری زاویهٔ بستهبندی ماکاپ پست اجتماعی ویجت دسکتاپ پنل ابزار سازنده نمای اعلان / کشف / جستوجو این کاشی باید مکمل نقطهٔ تماس اصلی باشد، نه اینکه دقیقاً آن را تکرار کند. ۶) کاشی مصنوع پایین-چپ یک مصنوع برندشدهٔ متناسب با دسته نشان بده، نه یک «کارت بانکی» ثابت. مصنوع را بر اساس [نام برند] انتخاب کن: برای فینتک: کارت پرداخت، پاس کیف پول، صفحهٔ انتقال، کارت تبادل برای اجتماعی/رسانه: کارت سازنده، کارت پروفایل، قالب پست، پیشنمای محتوا، کاشی بورد، کارت کانال برای SaaS/بهرهوری: کارت فضای کاری، پیشنمای سند، کارت قالب، ویجت داشبورد برای تجارت الکترونیک/خردهفروشی: بستهبندی، جعبهٔ ارسال، پاس وفاداری، اتیکت محصول، کارت سفارش برای سفر/مهمانپذیری: کارت رزرو، کلید اتاق، پاس به سبک کارت پرواز، کارت برنامهٔ سفر برای موسیقی/رسانه: کارت آلبوم، کارت پلیلیست، کارت پخشکننده، بلیت رویداد برای هوش مصنوعی/نرمافزار: کارت پرامپت، کارت نتیجهٔ تولید، کارت مدل، کارت گردشکار این کاشی باید مثل یک واحد ارزش برندشدهٔ باورپذیر برای آن شرکت حس شود. ۷) کاشی پهن پیام پایین یک بیانیهٔ قوی بزرگتر از اندازه با حروف بزرگ یا تایپوگرافی نمایشی درشت استفاده کن. این لزوماً شعار کاشی بالا نیست؛ میتواند خط گستردهتری از کمپین یا وعدهٔ دسته باشد. پیام باید با رفتار واقعی برند [نام برند] همخوان باشد. مثلاً از «MOVE MONEY WITHOUT BORDERS» استفاده نکن مگر آنکه برند واقعاً با پرداخت یا مالی سروکار داشته باشد. ۸) کاشی بلند اطلاعاتی راست یک سطح اطلاعاتی برندشدهٔ ساختاریافته نشان بده: صفحهٔ فروشگاه اپ صفحهٔ محصول صفحهٔ آنبوردینگ مرور ویژگیها لیست مارکتپلیس پروفایل سازنده صفحهٔ فرود کمپین برند مرور داشبورد صفحهٔ مجلهای فید کشف مرکز راهنما / راهاندازی / پنل ویژگی این کاشی باید عمق محصول بیفزاید و کلاژ را مثل یک سیستم کامل برند جلوه دهد. قواعد واقعگرایی برند از هویت برند واقعی یا بسیار باورپذیر [نام برند] استفاده کن: لوگو، پالت رنگ، حس تایپوگرافی، زبان آیکون، پرداخت تصویر، سبک رابط و لحن صدا. اگر داراییهای دقیق در دسترس نیستند، فقط آنچه لازم است ابداع کن، اما طوری که مثل سیستم بصری رسمی [نام برند] حس شود. یک دستهٔ محصولی را به برند تحمیل نکن. سختافزار، ابزار پرداخت، بستهبندی یا ویژگیهای اپ غیرممکن ابداع نکن مگر آنکه امتدادهای واقعگرایانه و مجاور برند باشند. تطبیق باورپذیر برند را بر تقارن بصری ترجیح بده. قواعد یکپارچگی بصری هرچند محتوای کاشیها تطبیقی است، تصویر نهایی باید همچنان مثل یک سیستم کمپین واحد حس شود: همان ساختار کلی گرید همان فاصلهگذاری کاشی همان شعاع گوشه همان کیفیت کارگردانی هنری همان پالت برند در همهٔ کاشیها منطق تایپوگرافی یکپارچه واقعگرایی ماکاپ یکپارچه نور و صیقل یکپارچه سبک ارائهٔ برند تمیز و لوکس، جزئیات بالا، واقعگرایی صیقلی ماکاپ، سایههای نرم، سلسلهمراتب قوی، ترکیببندی در کیفیت مجله، زیباییشناسی کمپین مدرن. از آشوب کلاژ تصادفی پرهیز کن. از متن ریز ناخوانا پرهیز کن. از رابط کاربری جاینگهدار کلیشهای پرهیز کن. ساختار را ثابت نگه دار، اما بگذار اشیا و سطوح برندشده هوشمندانه با [نام برند] تطبیق یابند. دستور یکخطی قویتر مهم: لِیاوت ثابت است، اما اشیا ثابت نیستند. برای هر تولید، محتوای کاشی را بر اساس آنچه [نام برند] واقعاً میفروشد، ارسال میکند، منتشر میکند، نمایش میدهد یا اجازه میدهد کاربران با آن تعامل کنند انتخاب کن. هرگز اشیای نامتناسب با دسته را فقط برای پر کردن گرید وارد نکن.