شبکهٔ ۲×۲، این را برای ۴ آشپزی مشهور انجام بده: function dish(AA){ ورودی A یک غذای مشهور / سنت آشپزی / دسر شاخص / تخصص منطقهای است. تحلیل کن: سلسلهمراتب مواد اولیه، روش پخت، منطق چیدمان بشقاب؛ منطقهٔ خاستگاه، داستان تاریخی، بافت آیینی یا اجتماعی؛ معماری طعم که به ترکیببندی بصری ترجمه شده؛ مواد نمادین، ظروف پخت و محیط غذاخوری؛ تبار سرآشپز یا سنت. هدف: یک «محیطِ ریختن سس». یک ملاقهٔ غولپیکر، قیف قنادی یا سسخوری در حال ریختن سس اصلی، خامه، لعاب، آبگوشت یا پورهٔ غذا روی یک میز است. آن مایع خوراکی جاری بالا میآید و به یک جهان سهبعدی پرجزئیات از همان غذا تبدیل میشود: مواد اولیه، مراحل آمادهسازی، منظرهٔ خاستگاه و فرم نهایی سروشده در هم میآمیزند. قواعد: مادهٔ ریختهشده باید همچنان بهروشنی خوراکی بماند در حالی که صحنه را میسازد؛ چاقو، تختهٔ برش، یادداشتهای دستنویس دستور پخت، سینی مواد اولیه، بخار، گرد ادویه و ابزارهای متناسب با منطقه را شامل شود؛ یک سرآشپز یا مادربزرگ کوچک را شامل شود که نسخهای مینیاتوری از غذا را در همان نزدیکی آماده میکند؛ یک تیتر منتقد غذا، رسید بازار یا بریدهٔ داستان خاستگاه را شامل شود؛ ظروف مخصوص آن آشپزی، فرهنگ سفره، منطق تزئین و محیط را بهشکل معنایی استنتاج کن؛ تودهٔ تصادفی غذا نباشد — ترکیببندی باید ساختار طعم و تاریخ آشپزی را آشکار کند؛ نورپردازی: نور طبیعی و اشتهاآور آشپزخانه با بافت خوراکی غنی. خروجی: یک تصویر، ۴:۵، زیباییشناسی دیورامای فرایند آشپزی </دستور> خروجی: شبکهٔ ۲×۲، هر خانه با خروجی dish(AA) متفاوت }