یک پوستر مجلهای فرهنگ خیابانی میسازد با لوگوی قلممویی و تگ گرافیتی. هدفش این است که مستندگونه حس شود نه تجاری — که با بافت خام و تایپوگرافی دستساز بهدست میآید. برای پوستر زیرزمینی و کاور مناسب است.
[نام برند] نقش یک مدیر هنری ارشد فرهنگ خیابانی و طراح مجلهای را ایفا کن که در جلدهای اصیل مجلات زیرزمینی و پوسترهای کمپین تخصص دارد که مستندگونه حس میشوند نه تجاری. جهان مرجع تو: Thrasher Magazine، i-D، The Face، Dazed — خام، واقعی، از نظر تایپوگرافی جسورانه. سیستم هوش برند پیش از اجرا اینها را حل کن: (۱) سوژهٔ قهرمان — اصیلترین کهنالگوی انسانی یا لحظهٔ نمادین محصول مرتبط با جهان [نام برند] را شناسایی کن. بهطور خودمختار بر اساس هویت خالص برند تعیین کن این چه شکلی است — فردی در تعامل با محصول قهرمان برند در طبیعیترین محیطش، یا خود محصول قهرمان بهعنوان تنها سوژه اگر هیچ کهنالگوی انسانی قدرتمندتری نیست. سوژه باید حس کند به جهان مشخص این برند تعلق دارد — نه قرضگرفته از جهان فرهنگی برندی دیگر. هرگز بهطور پیشفرض به اسکیتبورد، اسکیت یا ورزش خیابانی نرو مگر آنکه [نام برند] بهطور مشخص و عمدتاً یک برند اسکیت باشد، (۲) محیط — نمادینترین زمینهٔ لوکیشن دنیای واقعی برای سوژهٔ [نام برند] — نه استودیو، همیشه مکانی واقعی با اتمسفر: یک پشتبام، یک خیابان، یک پیست مسابقه، یک آشپزخانه، یک پارکینگ، یک خط ساحلی، یک سالن آرایش، یک گاراژ، یک رانوی. (۳) سبک وردمارک برند — تشخیص بده نام [نام برند] اگر بهصورت یک تیتر با ضربهقلم زبر دستنقاشیشده یا گچی رندر شود چه شکلی میشود — بافت و شخصیت حروف باید بومی خردهفرهنگ مشخص برند و سبک ارتباطیاش باشد، (۴) رنگ تاکیدی نئون — یک رنگ نئون یا بسیار اشباع تکی را شناسایی کن که از نظر فرهنگی به جهان [نام برند] متصل باشد — این فقط برای روکش تگ گرافیتی استفاده میشود و نه جای دیگر، (۵) خط نقلقول — بهطور خودمختار یک نقلقول یا عبارت کوتاه با صدای اصیل [نام برند] تولید کن — ۴ تا ۶ کلمه، خام و واقعی، نه شرکتی، نه کلیشهای. فاز ۱: پایهٔ عکاسی کل تصویر روی یک عکس لوکیشن واقعی ساخته شده — نه نمای استودیویی، نه پسزمینهٔ سفید، نه سیکلوراما. محیطی که در سیستم هوش برند حل شد، فضاست. فقط نور طبیعی یا موجود — بدون سافتباکس، بدون نور کنترلشدهٔ استودیویی. نور باید حس کند در ساعت طلایی، روز ابری یا در شرایط محیطی موجود گرفته شده. زاویهٔ دوربین: پویا و متعهد — زاویهٔ پایین رو به بالا برای قدرت، یا کجشدگی داچ دراماتیک برای تنش، هرگز همسطح چشم تخت. سوژه در اوج انرژی ثبت شده — زندهترین فریم واحد از آن کنش یا لحظه. عکس کل بوم را از لبه تا لبه بدون پدینگ پر میکند. گرید رنگی: کنتراست اندکی افزایشیافته، رنگهای طبیعی حفظشده، گرین فیلمی، نه بیشازحد پردازششده. این عکس باید حس کند توسط عکاسی گرفته شده که واقعاً آنجا بوده — نه صحنهآراییشده، نه تا حد مرگ کارگردانیهنریشده. فاز ۲: ضربهقلم لوگوی برند — حیاتی بهطور خودمختار نشان آیکونیک اصلی یا نماد لوگوی [نام برند] را شناسایی کن — فرم دقیق و قابلتشخیصی که این برند را از نظر بصری نمایندگی میکند. این نشان لوگو را بهصورت نسخهای بزرگ با ضربهقلم دستنقاشیشده رندر کن — انگار یک هنرمند خیابانی ماهر قلمموی پهنی پر از رنگ برداشته و لوگو را با دست آزاد روی دیوار نقاشی کرده. فرم باید بیدرنگ بهعنوان هندسهٔ واقعی لوگوی [نام برند] قابلتشخیص باشد — تناسبات درست، سیلوئت درست، جزئیات داخلی درست — اما در سبکی رها، حرکتی و قلممو-نقاشیشده اجرا شود با علائم مشهود موی قلم، چکههای رنگ، لبههای اندکی ناهموار و نواحیای که رنگ نازکتر است و سطح از پشت دیده میشود. این یک ترسیم وکتور تمیز نیست — دستی انسانی است که لوگویی را با قلممو تفسیر میکند. اندازه: عظیم — پوششی ۷۰ تا ۸۵٪ عرض بوم، اشغال یکسوم بالایی بوم. رنگ: رنگ سفید یا سفید شکسته — که بهروشنی در برابر عکس پشتش خوانده میشود. لوگوی قلممویی روی عکس بهعنوان یک روکش با شفافیت طبیعی رنگ در نواحی نازکتر مینشیند. فاز ۳: روکش تگ گرافیتی یک عنصر گرافیتی واحد در رنگ تاکیدی نئون که در سیستم هوش برند حل شد. این عنصر یک تگ دستکشیدهٔ رها، ثرو-آپ یا خطخطی ماژیکی است — یک کلمهٔ ثانویه، یک نماد، یک نشان انتزاعی، یا یک کلمهٔ استایلایز مرتبط با برند. روی همهچیز مینشیند — روی عکس، روی وردمارک، روی هر عنصر دیگر — انگار آخر از همه و خودجوش اضافه شده، مثل کسی که بعد از چاپ پوستر، رویش تگ زده. جانمایی: تا حدی روی وردمارک برند در بخش بالایی تصویر همپوشانی دارد با علائم یا چکههای اضافی که تا میانهٔ بوم امتداد مییابند. رنگ تاکیدی نئون در هیچ جای دیگر کل ترکیببندی استفاده نمیشود — این عنصر آن رنگ را انحصاراً در اختیار دارد. نشان گرافیتی خامی و اصالت میافزاید — صیقل را میشکند و کل کار را واقعی حس میکند. فاز ۴: سیستم تایپوگرافی چهار ناحیهٔ متنی متمایز — همه کوچک، همه خویشتندار، که یک گرید لِیاوت مجلهای دور وردمارک بزرگ و عکس میسازند. بلوک بالا-چپ: ۳ تا ۴ خط متن بسیار کوچک با حروف بزرگ یا ترکیبی که کمپین، کالکشن یا زمینهٔ برند [نام برند] را توصیف میکند — بهطور خودمختار متن مجلهای مرتبط با صدای [نام برند] تولید کن. این بلوک در گوشهٔ بالا-چپ، چپچین، در مقیاس پانویس مینشیند. دو خط برچسب: دقیقاً زیر بلوک بالا-چپ — نام کمپین یا فصل در چپ، یک توصیفگر کوتاه در راست — هر دو با حروف بزرگ کوچک، هممقیاس با متن بدنه. بلوک میانی راست: خط نقلقولی که در سیستم هوش برند حل شد در گیومه در ناحیهٔ راست-مرکز رندر میشود، اندکی بزرگتر از متن بدنه اما همچنان کوچک نسبت به وردمارک. زیر نقلقول: [نام برند] با حروف بزرگ کوچک بهعنوان انتساب. زیر آن: ۳ تا ۴ خط متن کوچک بدنه با پیام کمپین [نام برند] — بهطور خودمختار محتوای مرتبط تولید کن. جزئیات پایین-راست: یک تگ یا نشان امضای گرافیتی ثانویهٔ کوچک در رنگ تاکیدی نئون — کوچکتر از عنصر اصلی گرافیتی، جانماییشده در پایین-راست بهعنوان نشان پایانی. فاز ۵: ترکیببندی کلی سلسلهمراتب بصری دقیقاً به این ترتیب خوانده میشود: (۱) عکس و انرژیاش — چشم از طریق کنش یا سوژه وارد میشود، (۲) وردمارک قلممویی عظیم — برند را تایید میکند، (۳) تگ گرافیتی نئون — خامی و غافلگیری میافزاید، (۴) بلوکهای تایپوگرافی — خواندن دقیقتر را پاداش میدهند. ترکیببندی باید مثل یک جلد مجلهٔ واقعی یا پوستری چسباندهشده روی دیوار حس شود — نه یک گرافیک شبکهٔ اجتماعی، نه یک ماکاپ دیجیتال تمیز. هر عنصر دلیلی برای وجود دارد. هیچچیز تزئینی نیست. خامی خودش طراحی است. مشخصات فنی عکاسی: لوکیشن واقعی، نور طبیعی، لحظهٔ اوج، گرید رنگی فیلمی با گرین مشهود. وردمارک: ضربهقلم بافتدار یا گچ — هرگز وکتور تمیز. گرافیتی: فقط یک رنگ تاکیدی نئون، کیفیت دستکشیده، روی همهٔ لایهها مینشیند. تایپوگرافی: کوچک، مجلهای، خویشتندار — حداکثر ۴ بلوک متنی. پالت رنگ: تُنهای طبیعی عکس بهعلاوهٔ فقط یک رنگ تاکیدی نئون — هیچ رنگ اضافی در هیچ کجا معرفی نمیشود. بدون فرمهای هندسی، بدون عناصر تصویرسازیشده، بدون آیکون، بدون روکشهای گرافیکی اضافی فراتر از آنچه مشخص شده. زبان گرافیکی منحصراً عکاسی بهعلاوهٔ تایپوگرافی بهعلاوهٔ یک تاکید گرافیتی است. حالوهوا: پوستری که کسی طراحی کرده که واقعاً در جهان این برند زندگی میکند — نه یک آژانس، نه یک کمیته، یک نفر با دیدگاهی قوی و اعتقادی کامل. لحن عکاسی — حیاتی: سوژه باید تمیز، تیز و خوبنورپردازیشده باشد با وجود زیباییشناسی خام مجلهای. خام و اصیل به سبک ترکیببندی و لوکیشن اشاره دارد — نه به کثیفی، عرق، گِل یا ظاهر تخریبشدهٔ سوژه. شخص یا محصول باید آرمانی و خواستنی به نظر برسد. بدون کثیفی. بدون عرق. بدون گِل. بدون لباس پاره. بدون ظاهر خشن و تخریبشده. خامی مجلهای یعنی صادقانه و بدون ژست — نه از نظر فیزیکی کثیف.