قالبی برای معماران و طراحان: فضای واقعی و ناتمام را عکس میگیرد و آنچه قرار است ساخته شود را بهصورت خطوط اسکچ شناور و همراستا با پرسپکتیو رویش میکشد. جزئیات مهمش این است که خطوط با سیلوئت فرد همپوشانی دارند — همین ادغام است که ایده را زنده نشان میدهد.
یک [نوع فرد] تمامقد نزدیک لبهٔ کادر و کمی به سمت چپ ایستاده، در [محیط واقعی ناتمام / خالی / آسیبدیده]. دوربین پشت سر و کمی سمت راست فرد قرار گرفته و او را از زاویهٔ سهچهارم پشتی ثبت میکند. فرد آرام و متفکر ایستاده و به فضای پیش رو نگاه میکند. محیط [فضای واقعی را همانطور که اکنون هست توصیف کن: خالی، ناتمام، فرسوده، خشک، بیجان] است. فضا [لحن احساسی: آرام، خشک، تاریخی، مینیمال، خام] حس میشود. نور طبیعی صحنه را روشن میکند و سایهها و عمق واقعگرا میسازد. خطوط اسکچ دستکشیدهٔ شناور روی محیط و درون آن ظاهر میشوند، دقیقاً همراستا با پرسپکتیو فضای واقعی. این اسکچها [آنچه غایب است / آنچه زمانی وجود داشته / آنچه میتواند در آینده وجود داشته باشد] را نمایندگی میکنند. خطوط اسکچ مشکی، تمیز و دستکشیدهاند و شبیه اسکچهای مفهومی [معماری / داخلی / مرمت / شهرسازی] هستند که با مداد یا جوهر کشیده شدهاند. ضربهها پرحالت، اندکی ناکامل و انداموارند — نه سخت و مکانیکی. عناصر اسکچشده پیشزمینه و میانزمینه را اشغال میکنند و نزدیکتر از حد انتظار به فرد به نظر میرسند. برخی خطوط اسکچ بهطور ظریف با سیلوئت فرد و سطوح واقعی همپوشانی دارند و تخیل را بهشکل بصری با واقعیت درمیآمیزند. اسکچها بهطور طبیعی درون صحنه شناورند، بهشکلی یکپارچه با محیط میآمیزند و ایدهٔ [چشمانداز / مرمت / دگرگونی / پتانسیل] در حال جان گرفتن را منتقل میکنند.