بهترین جملهاش «آشفته اما خوانا» است — و بعد دقیقاً میگوید چطور: جریان چشم را از صورت به گرافیک تیشرت و بعد تیتر تعریف میکند. اشکالات فشردهسازی JPEG هم عمداً خواسته شده تا حس زادهٔ اینترنت بسازد.
برند: [نام برند] قالب: ۴:۹ عمودی، وضوح فوقبالای ۸K، ۳۰۰ DPI، تصویر کمپین اینستاگرام-محور. طراحیشده برای: تسلط در فید نسل Z / تعامل با فرهنگ میم / هویت فندام. DNA سبک: بیصیقلی نسل Z × انرژی خیابانی × انفجار فرهنگ پاپ × آشوب کنترلشده × لایهبندی کلاژ دیجیتال. قاعدهٔ اصلی: باید حس کند شخصیتت به شکل یک پوستر منفجر شده. فاز ۱ — چارچوب مفهومی موضوع: فندام کالا نیست — هویت است. ایده: تو لباس نمیپوشی. تو چیزی را میپوشی که به آن وسواس داری. انرژی احساسی: بلند / آشفته / پرحالت / بیعذرخواهی / زادهٔ اینترنت. محرکهای فرهنگی: انیمه، سریال، بازی، میم و ریلز، فرهنگ جوانان. فاز ۲ — مدل و عکاسی سوژه: مرد جوان نسل Z (۱۸ تا ۲۵). ژست: در میانهٔ حرکت (پرش / اشاره / خم شدن به جلو) با محوشدگی حرکتی خفیف روی اندامها (آشوب کنترلشده). حالت: بازیگوش، پراعتمادبهنفس، پرحالت، با پوزخندی ملایم. استایل: تیشرت گرافیکی گشاد، شلوار جین یا کارگو گشاد، کتانی استریتویر. جزئیات: موی طبیعی و کمی نامرتب، بدون صیقل بیشازحد — اصالت خام. دوربین: زاویهٔ کمی پایین برای انرژی، حس لنز ۳۵ میلیمتری. فاز ۳ — سامانهٔ بلوکبندی رنگ پسزمینه: پایهٔ رنگی تخت و جسور (یکی را انتخاب کن): زرد روشن / آبی الکتریک / صورتی داغ / سبز نئون. قاعدهٔ رنگ: کنتراست بالا با لباس، بدون گرادیان — تخت و کوبنده. عمق: وینیت ظریف یا جدایی سایهای. فاز ۴ — سامانهٔ گرافیک آشفته (DNA اصلی) عناصر کلاژ — استیکرها: شعله، ستاره، رعد و برق، آیکونهای فرهنگ پاپ، پکهای استیکر نسل Z. دودلها: فلش، دایره و خطخطی دستکشیده، ضربههای ناکامل و زبر. عناصر رابط کاربری: حباب چت، اعلان، «LOL»، «OMG». ارجاعات پاپ: انفجارهای نیمتُن کمیک، خطوط سرعت انیمه، اورلیهای میمی. منطق لایهبندی: همپوشانی عمدی با مدل، انباشت عمق پیشزمینه + میانه + پسزمینه، ناهمترازی خفیف برای حس خام. قاعده: آشفته اما خوانا. فاز ۵ — سامانهٔ تایپوگرافی تیتر اصلی: واژهٔ «[واژهٔ کلیدی]» — بسیار بزرگ، جسور، فونت فشرده، اعوجاج و پیچش پرسپکتیو خفیف، قرارگرفته پشت و با همپوشانی جزئی روی سوژه. متن ثانویه: «[شعار کوتاه]» با جانمایی شکسته (زاویهدار / پلکانی). میکرو-متن: عبارتهای تصادفی کوتاه. ترکیب فونت: سنسسریف جسور (اصلی)، دستنویس/ماژیکی (ثانویه)، مونو/رابط کاربری (میکرو-متن). فاز ۶ — بافت و اعوجاج اورلی دانه (متوسط)، اشکالات فشردهسازی JPEG (عمدی)، بافت کاغذ و خطهای تا، رگههای گلیچ خفیف، پاشش جوهر و رد رنگ. حس: دیجیتال در دل پوستر فیزیکی. فاز ۷ — منطق ترکیببندی مدل کمی خارج از مرکز، تایپوگرافی در تعامل با سوژه، عناصری که لبههای کادر را میشکنند. جریان چشم: صورت ← گرافیک تیشرت ← تیتر ← استیکرها ← میکرو-متن. بدون فضای خالی — هر ناحیه فعالیت کنترلشده دارد. فاز ۸ — ادغام برند لوگو: لوگوی برند (بالا یا پایین، کوچک اما قابلمشاهده). تمرکز محصول: گرافیک تیشرت باید واضح بماند — آشوب گردش هست اما هرگز محصول را پنهان نمیکند. صدای برند: بامزه، خودآگاه، زادهٔ اینترنت. فاز ۹ — نور و رندر نور: روشن و یکدست (بدون سایهٔ سنگین)، هایلایت خفیف روی صورت و سینه. رندر: سوژه فوقتیز، گرافیکها عمداً کمی خام برای تضاد. فاز ۱۰ — خروجی نهایی متوقفکنندهٔ اسکرول در ۰.۳ ثانیه، حس ترکیب میم و مد و پوستر، بهشدت قابل اشتراکگذاری، ارزش اسکرینشات گرفتن.