چهار صحنه چهار مرحلهٔ حیات یک برند را نشان میدهند: محصول، مصرف، خردهفروشی و حضور شهری — و همه باید با یک زبان بصری واحد به هم بسته شوند.
تصویر سوم از سیستم بصری یکپارچهٔ برند [نام برند] برای [محصول] را بساز، با حفظ دقیق همان هویت برند، سبک ماسکات، تایپوگرافی، زبان بستهبندی، تناسبات قوطی و DNA بصری کلی سیستم موجود. این تصویر باید مسئولیتی متفاوت از تختهٔ طراحی بستهبندی و پوستر خانوادهٔ طعم داشته باشد: این یک تختهٔ کاربرد کمپین سبکزندگی، کلاژ گسترش برند و بصری ارتباطی عرضه است. نقش اصلی: این تصویر باید نشان دهد برند چگونه در دنیای واقعی زندگی میکند، از طریق یک کلاژ چندصحنهای کمپین. باید مانند یک تختهٔ بازاریابی آمادهٔ عرضه حس شود که نماهای زیبای محصول، کاربرد در سبکزندگی، نمایش فروش و اثر برند در فضای شهری را همه در یک پوستر منسجم نشان میدهد. تصویر باید بهروشنی به همان سیستم برند تعلق داشته باشد نه یک برند دیگر. ترکیببندی کلی: از یک چیدمان کلاژ چندپنلی تمیز با الهام از تختههای عرضهٔ مدرن کالای مصرفی استفاده کن. ترکیببندی را در چهار بخش با وضوح بصری قوی و فضای تنفس بچین: بخش بالا برای صف قوطیهای اصلی و نمای زیبای محصول؛ میانه-چپ برای لحظهٔ نوشیدن در سبکزندگی؛ میانه-راست برای کالای برندشده یا جعبهٔ هدیه یا صحنهٔ نمایش خردهفروشی؛ و بخش پایین برای کمپین جسورانهٔ فضای باز یا کاربرد بیلبورد بسیار بزرگ یا پوستر خیابانی. کل تصویر باید تمیز، شیک، جوان و از نظر تجاری قانعکننده حس شود. انسجام برند: دقیقاً همان سیستم موجود را حفظ کن — همان نشان کلامی، همان تناسبات فشردهٔ قوطی، همان طراحی اصلی طعم، همان ماسکات کارتونی بزرگسالپسند، همان پالت پایهٔ کرمی خنثی با لهجهٔ [رنگ]، همان واقعگرایی پریمیوم کالای مصرفی، همان زبان شعار مانند «[شعار]» و همان توازن میان بامزگی و پختگی. تصویر باید ادامهٔ طبیعی همان جهان برند حس شود. تمرکز طعم: [طعم] را بهعنوان طعم اصلی نگه دار تا پیوستگی حفظ شود. طراحی قوطی، تصاویر میوه، ماسکات و لحن باید با سیستم بستهبندی موجود همراستا بمانند. قوطی اصلی باید تازه، سرد و پریمیوم به نظر برسد، با بخارآب واقعگرا و بافت صیقلی آلومینیوم. صحنهٔ ۱، بخش بالا: دو یا سه قوطی را در یک ترکیببندی زیبای محصول نشان بده. میتوانند ایستاده و خوابیده روی یک سطح تمیز باشند، با قطرات بخارآب، سایههای واقعگرا و حس تازه و پریمیوم. استایل را مینیمال نگه دار نه شلوغ. صحنهٔ ۲، میانه-چپ: یک لحظهٔ واقعی سبکزندگی از یک [سوژه] در حال نوشیدن نشان بده. فقط فیگور جزئی یا پرترهٔ برشخورده لازم است. سوژه باید جوان، شیک، مدرن و متناسب با برند حس شود. قوطی بهروشنی دیده شود. حالوهوا باید طراوتبخش، مناسب شبکههای اجتماعی و طبیعی باشد، نه مانند یک عکس آرشیوی عمومی. صحنهٔ ۳، میانه-راست: گسترش برند را در یک صحنهٔ فشردهٔ کالای جانبی یا ویترین فروش نشان بده، مانند جعبههای هدیهٔ برندشدهٔ رویهمچیده، مکعبهای نمایش نقطهٔ فروش یا بستهبندی کوچک کیت عرضه در همان سیستم بصری. جعبهها باید از همان ماسکات، همان تایپوگرافی، همان پالت رنگ و همان زبان تمیز برند استفاده کنند. این بخش ثابت میکند سیستم برند میتواند فراتر از قوطی گسترش یابد. صحنهٔ ۴، بخش پایین: یک کاربرد جسورانهٔ کمپین فضای باز نشان بده: یک نقاشی دیواری بسیار بزرگ از قوطی، بیلبورد یا پوستر دیواری در محیطی شهری. آن را تمیز و گرافیکی نگه دار، با یک قوطی غولپیکر یا شعار غولپیکر روی دیوار، تابلوی پوستر یا سطح برندشدهٔ رو به خیابان. یک فیگور کوچک در حال راه رفتن برای نشان دادن مقیاس اضافه کن. تایپوگرافی: تایپوگرافی باید یک دارایی اصلی برند باشد اما مختصر و کنترلشده بماند. از همان سبک سیستم موجود استفاده کن: پررنگ، گرد، بزرگسالپسند، آمادهٔ قفسه، شیک و تمیز. متنهایی مانند «[نام برند]»، «[نام محصول]» و «[شعار]» را بگنجان. برای بخش کمپین فضای باز از یک شعار کوتاه و جسورانه استفاده کن. متن زیاد اضافه نکن. سبک بصری: کل تخته باید مانند یک ارائهٔ صیقلی کمپین عرضه برای یک استارتاپ نوشیدنی مدرن حس شود: تمیز، گرافیکی، بازیگوش بزرگسالانه، آمادهٔ شبکههای اجتماعی، آمادهٔ خردهفروشی، منسجم، شیک، تازه، پریمیوم و از نظر تجاری باورپذیر. نباید مانند چهار تصویر بیربط حس شود؛ همهٔ صحنهها باید با همان سیستم رنگ، طراحی قوطی، تایپوگرافی، سبک ماسکات و لحن به هم گره بخورند. پالت رنگ: پالت موجود برند — بژ گرم کرمی، صورتی ملایم گلگون، [رنگ]، لهجههای صورتی توتی، تایپوگرافی قهوهای عمیق و لهجههای سبز کوچک برگ تازه. رندر: ماکاپهای فوقجزئیاتدار قوطی، عکاسی واقعگرای سبکزندگی، ماکاپهای صیقلی کالای جانبی، کاربرد برندشدهٔ فضای باز، سایههای نرم استودیویی، ترکیببندی تمیز، ارائهٔ کمپین پریمیوم، 8K، از نظر تجاری باورپذیر و از نظر بصری بهیادماندنی.
تکرار چیدمان فنی بستهبندی، تختهٔ پر از بارکد، تناسبات ناهماهنگ قوطی، سبک متفاوت ماسکات، برند نوشیدنی کودکانه، کلاژ آشفته، پسزمینههای تصادفی، هویت ضعیف برند، طعمهای بیشازحد، جزئیات کم، تبلیغ با عکس آرشیوی عمومی و طراحی بیلبورد شهری بیربط.